بی نشون:)

من گناهِ בلِ בیوانـہ ے خوـב مے בانم...

تبلیغات تبلیغات

احساس تنهایی...

در این شهر کسی هست که احساس تنهایی میکند کسی که در این هیاهو میگردد گویی چشم انتظار است منتظر یک صدا،یک لبخند،بوی یک عطر خاص و شاید هم یک آغوش آغوشی که گرمایش تا مغز استخوانت را بسوزاند نه،انگار همه این حس را دارند،همه میان انبوه جمعیت چشم به راه یک نفر هستند،ولی آن یک نفر هر یک نفری نیست،منظورم همان یک نفری است که حضور ندارد،همانی که نزدیک است ولی دور،همانی که ماننده تمام نبودن ها و نداشتن ها غیر قابل دسترسی است...
برچسب‌ها: استخوانت
بی نشون:) ، ۱۴۰۲-۱۲-۲۳ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها